ابراهيم عاملي ( موثق )
221
تفسير عاملي ( فارسي )
بعضى از علماى زيديّه است كه مقصود نان و ميوه است و آنچه محتاج به سر بريدن نباشد ، سوّم - عدّه اى گفتهاند : يعنى تمام خوردنيهاى آنها بر شما حلال است . مجمع : بعضى گفتهاند : كلمه ى طعام در آيه مختصّ است بحبوب ، و اين عقيده ى جماعتى از زيديّه است ، و از حضرت امام صادق ( ع ) نيز روايت شده است . ابو الفتوح نوشته است : مذهب ما آن است كه اين طعام كه در آيه اضافه كرد با اهل كتاب مراد حبوب است ، و لفظ طعام در كلام عرب بر گندم و جو غالب باشد ، فامّا طعامى كه بدست خود مباشرت كنند از مطبوخات و مايعات حلال نباشد و پاك نباشد ، و امّا ذبايح ايشان هم حلال ، نباشد ، و بيشتر مفسّران برآنند كه طعام بر عموم است و ذبايح در او داخل است ، و اين قول بعضى اصحاب ما است و جمله ى فقها . تفسير عبده : در مجلسى كه بيشتر آن شيعه مذهب بودند گفتم : چگونه كلمه ى « طعام » در اين آيه را حبوب يا گندم معنى ميكنيد ، در صورتى كه در همين سوره ى مائده كلمه ى طعام براى خوردنيهاى دريائى به كار برده شده است « أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَطَعامُه مَتاعاً لَكُمْ » يعنى حلال است براى شما شكار از دريا و طعام موجود در آن كه مورد استفاده ى شما است ، و معلوم است كه شكار و خوردنى دريائى حبوب نيست ، و در آيت ديگر است « كُلُّ الطَّعامِ كانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرائِيلَ إِلَّا ما حَرَّمَ إِسْرائِيلُ عَلى نَفْسِه مِنْ قَبْلِ أَنْ تُنَزَّلَ التَّوْراةُ » و معلوم است كه كسى ادّعا نكرده است مقصود از طعام حبوب است كه بر بنى اسرائيل حرام بوده است ، پس مقصود از طعام در همه ى آيات هر چيزى است كه « طعم » يعنى چشيده و خورده بشود ، چنانچه در آيت ديگر است « فَمَنْ شَرِبَ مِنْه فَلَيْسَ مِنِّي وَمَنْ لَمْ يَطْعَمْه فَإِنَّه مِنِّي » يعنى هر كه از آن رودخانه بنوشد از من و پيرو من نيست ، و آن كس كه از آن نچشد جزء دسته ى من است ، كه در اين آيه طعم بمعنى چشيدن استعمال شده است و همچنين « فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا » يعنى پس از غذا خوردن متفرّق شويد ، كه طعام بمعنى خوردن استعمال شده است ، و چون حبوب قابل شكّ و احتمال حرمت نبوده است